عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست ، پرسیدند : کجا میروی؟

گفت : می روم با آتش ، بهشت را بسوزانم و با آب جهنم را خاموش کنم ، تا
مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند،

نه به خاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم

/ 2 نظر / 26 بازدید
محمد کریمی

بسیار پر محتواست همه چیز عالیست موفق باشی

sherlock

واقعا زیبا بود[گل] به وبلاگ منم سر بزن منتظر نظرات زیبای شما هستم